...

.......

من فکر ميکنم هرگز نبوده قلب من اينگونه گرم و سرخ


احساس مي کنم در بدترين دقايق اين شام مرگ زا


چندين هزار چشمه خورشيد در دلم می جوشيداز يقين


احساس می کنم در هر کنار و گوشه اين شوره زار ياس


چندين هزار جنگل شاداب ناگهان مي رويد از زمين


من بانک کشيدم از آستان ياس :


آه اي يقين گمشده بازت نمي نهم



شاملو

/ 1 نظر / 4 بازدید
sara

salam:khaste nabashibesiayr besuyar shere zibayee bood va kheili be dele man yeki ke neshast,inshalla too hameye karat movafagh bashy