...

حکايت گل وکبوتر ( قسمت سوم )

روزها يكي بعدازديگري ميگذشتن واين دوعاشق بيقرار
دوره اي جديدازعشق روتجربه ميكردن،مخلوطي ازهجر و وصل،تلخ وشيرين،گرچه سخت بودولي تووادي عشق همه چيزبراي عاشق زيباست حتي فراق.
توي اين دوره دلخوشي گل وكبوتربعدازخدابه همين نامه هائي بودكه ردوبدل ميشدوگه گاهي چندكلمه اي صحبت ازراه دور هرازچندگاهي صداي موتورنامه رسون كه كم كم براشون مثل لالائي مادرگرم ودلپذيروآرام بخش شده بودبه گوش ميرسيد باشنيدن اين صدادلشون ازجاكنده ميشدوشوروشوق عجيبي پيداميكردن،آخه نامه ياربوي يارميده.
تونامه دوم گل نوشته بود:
به نام آنكه هم درداست ودرمان
كندازنيستي هستي نمايان
باعرض سلام خدمت كبوترخوبم
هديه بسيارعالي ونامه بدستم رسيد,ازديدن هديه ونوشته هاي پرمحتواوزيباخيلي خوشحال شدم,اميدوارم بتوانم هم ازكتاب وهم ازنوشته هايتان كمال استفاده راببرم البته اگرلياقتش راداشته باشم.
من وقتي ميخواهم براي شماكبوترخوبم نامه بنويسم واقعاًميمانم،درمقابل نوشته هاي شماكه قلمي به اين زيبائي داريد من هيچ هستم وفقط قادربه نوشتن مطالب عاميانه هستم...برايم دعاكنيدكه بتوانم درسهايم رابخوانم ووارددانشگاه شوم البته اگرصلاح ميدانيد كه به دانشگاه بروم...رشته موردنظرمن براي تحصيل دردانشگاه حقوق وروانشناسي است...
حالامن نظركبوترم روميخوام كه كداميك ازاين دورشته روانتخاب كنم؟ابازهم ميگويم اگرشما صلاح بدانيدمن به دانشگاه بروم...
كبوترقلم وكاغذروبرداشت ونوشت:
سلام گل من...ازقلم من تعريف كرده بودي ودرمقابل قلم خودراعاميانه دانسته بودي,ميخواستم عرض كنم قلم شماهم روان است وهم دلنشين وخواهرانه ومهربان...گل من درموردرشته تحصيلي واصل دنشگاه رفتن پرسيده بودي,جواب اين سوال وقعاًبرايم دشوار است چراكه هرگزدرمقامي نيستم كه بتوانم براي كسي تعيين تكليف كنم حتي براي خواهرم...چنين كاري به نظرمن فقط ازدست انسانهاي كامل برمياد...آنها هستند كه صلاح وفساد هرچيزي را چنانكه بايدوشايد ميدانند كه البته اين افراد بسياربسيارنادروكميابند...
گل من,من مطالبي بصورت كلي برايت مينويسم كه بتواني درتصميم گيري ازآن استفاده كني...خوب بيانديش وتأمل كن ببين خداازتوچه ميخواهد؟...وقتي جواب اين سوال رابه دست آوردي آنوقت ببين دانشگاه رفتن تورا به آنچه خداازتوميخواهدنزديك ميكند يادور؟
گل من به قلب خودمراجعه كن وببين بايدچه كني تاخداراخشنودنمائي؟
ببين خداازشمابعنوان يك دخترمسلمان وشيعه چه چيزي طلب ميكند؟همان رابعنوان مهمترين برنامه خودقراربده,آنوقت برنامه هاي ديگرراباآن محك بزن...گل من جملاتي كه برايت نوشتم شايدكمي مبهم ولي مطمئن باش كه اين مطالب كليد بسياري ازقفلهاست,گل من براي گرفتن تصميم به اجتماع ودوستان ونزديكان وارزشهاي فعلي جامعه نگاه نكن زيراهمه اينهااموري اعتباري هستندكه دائم دردست تغييراست...شخصيت يك زن يامرد نه به دانشگاه رفتن است ونه به نرفتن,هيچكدام ملاك نيست هم دررفته ها خوب وبدداريم وهم درنرفته ها,بطوركلي چيزي ارزش داردكه جاوداني باشد نه فقط اين جهاني,اسلام باتحصيل زن مخالف نيست ولي تادرچه شرائطي باشدودرچه موضوعي باشد,اينهارابايددرنظرگرفت.
گل من قراراست مابنده باشيم بنده بايدببيندمولايش چه ميخواهد؟!!!...ازهمه مهمتراينكه خودراوتمام امورخودراباتمام وجودبه خداي خودبسپاروازاوطلب راهنمائي وارشادكن...مطمئن باش كه اگركسي واقعاًخودرابه خدابسپاردخداونداورادرهمه امور متكفل خواهدشد...سعي كن باخداانس داشته باشي وحتماًسلام مراهم به خدابرسان!!!ببخشيدكه نامه طولاني شدهنوزكه خوابت نبرده؟!!!...براي حقيردعاكنيدبلكه خداوندبه دعاي شماخوبان قطره اي ازشراب عشق خودرابه كام تشنه ماهم بچكاند,انشآءاللـه.
من ارچه عاشقم ورندومست ونامه سياه
هزارشكركه ياران شهربي گنهند...
ادامه دارد...

/ 0 نظر / 10 بازدید