...

.........

خواب رويای فراموشيهاست!
خواب را دريابم
که در آن دولت خاموشيهاست.

من شکوفايی گلهای اميدم را در روياها می بينم
و ندايی که به من می گويد:
گر چه شب تاريک است
دل قوی دار
سحر نزديک است

دل من در دل شب
خواب پروانه شدن مي بيند.
مهر در صبحدمان داس به دست
خرمن خواب مرا مي چيند

آسمانها آبي
پر مرغان صداقت آبي ست
ديده در آينه صبح ترا مي بيند.

از گريبان تو صبح صادق
مي گشايد پر و بال.

تو گل سرخ منی
تو گل ياسمنی
تو چنان شبنم پاک سحری؟
ـ نه؛
از آن پاکتري.

تو بهاری؟
ـ نه؛
بهاران از توست.
از تو می گيرد وام
هر بهار اين همه زيبايی را.

هوس باغ و بهارانم نيست
ای بهين باغ و بهارانم تو!

سبزی چشم تو
دريای خيال.
پلک بگشا که به چشمان تو دريابم باز
مزرع سبز تمنايم را.

ای تو چشمانت سبز
در من اين سبزی هذيان از توست.
سبزی چشم تو تخديرم کرد.
حاصل مزرعه سوخته برگم از توست.
زندگی از تو و
مرگم از توست.


/ 7 نظر / 9 بازدید
خون

سعديا گر بكند سيل فنا خانه ي عمر ... دل قوي دار كه بنياد بقا محكم ازوست

حامد

سلام من دوست محسن داداشتون هستم به ما سر بزنيد .

kando

سلام دوست خوبم وبلاگ شما پر از مطالب زيباست .... موفق باشي عزيزم

خاله مريم

سلام. قلم شما خيلي زيباست...موفق و سرفراز باشي. حق يارت.

حامد

آقا من حرف شما را بعنوان يك بزرگتر قبول كردم و يه تصميمي گرفتم كه............ برو بخونش

mrs shin

دوست عزيز ... چه خوب بود كه نام حميد مصدق را هم زير شعرها مي نوشتيد. موفق باشيد