...

نه از آشنايان وفا ديده ام

نه در باده نوشان صفا ديده ام

ز نامردميها نرنجد دلم

که از چشم خود هم خطا ديده ام

به خاکستر دل نگيرد شرار

من از برق چشمی بلا ديده ام

وفای تو را نازم ای اشک غم

که در ديده عمری تو را ديده ام

دگر مسجدم خانه توبه نيست

که در اشک زاهد ريا ديده ام

نه سودای نام و نه پروای ننگ

از اين خرقه پوشان چه ها ديده ام

حريم خدا شد چه شبها دلم

که خود را ز عالم جدا ديده ام

از آن رو نريزد سرشکم ز چشم

که در قطره هايش خدا ديده ام

برو صاف شو تا خدا بين شوی

ببين من خدا را کجا ديده ام

 

 

 

 

/ 2 نظر / 9 بازدید
samineh

سلام دوست عزيز خيلی وبلاگ جالب و قشنگی داری به منم سر بزن خوشحال ميشم (*-*)

ali

خيلی خو ب بود خو شما ن امد.