...

...........................

به همون رسم قديم که با هم حرف ميزديم
زير گنبد کبود؛
بازم ميگم
يکی بود يکی نبود
قديما پنجره های خونه ها؛
رو به صحرا وا ميشد
خورشيد از بالای کوه
خيلی زود پيدا می شد
جلوی پنجره ها ؛ اينهمه پرده نبود ؛ ديوار نبود
تو هوای اون روزا
اينهمه دود نبود ؛غبار نبود
قديما
می شد کنار پنجره
بشينی دروازه هارو ببينی
آخه شهرای قديم دروازه داشت
مثل شهر خودمون
که همه دروازه هاش آوازه داشت
يه روز از همون روزا
صبح زود يه قاصدک ؛ سوار باد خنک
اومد از پنجره تو دامن گلرخ کوچولو
دختر خوشکل شهر ؛ گونه هاش مثل هلو
بچه ها ! هيچ می دونين قاصدکا
هميشه مژده ميارن واسه ما
اينو گلرخ می دونست ؛ شايدم شنيده بود
شايدم خودش با چشماش ديده بود
که هميشه قاصدک
با خودش مژده داره ؛ خبر خوب مياره
شايدم قاصدک اينو ميدونست
که چرا هميشه از صبح تا غروب
گلرخ اين دختر خوب
از پای پنجره اونور نميره
هر کی از بيرون دروازه مياد
گلرخ از اون چه سراغی می گيره
قاصدک ! مژده می خوام ؛ مژده می خوام
د بگو خبر چی آوردی برام ؟
از کجا از پيش کی ميای بگو
واسه ی گفتن چی ميای بگو
قاصدک ! راسته که تو خوش خبری ؟
از همه قاصدا مهربون تری ؟
همه ميگن اونی که رفته مياد
يا همين هفته يا اون هفته مياد
صبح تا شب چشام به اين دروازه هاست
آخه پس اون که ميگن مياد کجاست ؟
نکنه گم شده باشه قاصدک !
قاطی مردم شده باشه قاصدک!
ندونه راه خونه کدوم وره
نکنه شيطونه اونو ببره ؟
قاصدک دلم براش شور ميزنه
نکنه دلش يه وقتی بشکنه ؟!
آخه اون خيلی ظريفه قاصدک!
مثل روح من لطيفه قاصدک
قاصدک تورو خدا راست بگو
اگه اون فقط يه روياست بگو
قاصدک حرفای گلرخ رو شنفت
قاصدک هيچی نگفت ؛ هيچی نگفت
صدای سبز درخت ؛ صدای آبی آب
صدای سرخ خروس ؛ توی آبادی خواب
آسمون صاف و قشنگ ؛ همه جا آفتابی رنگ
اما گلرخ تو خونه ؛
منتظر با دل تنگ
چرا لالی قاصدک ؟ نکنه خواب و خيالی قاصدک ؟
يه دفه چی شد زبون تو چی شد ؟
قلب پاک و مهربون تو چی شد ؟
چی شده چرا جوابی نميدی ؟
نکنه هنوز تو اونو نديدی ؟
حرف بزن ؛ تو رو خدا حرف بزن
نکنه اون ديگه قهر کرده با من
قاصدک تو رو خدا از اون بگو
از زمين خيلی ها گفتن تو از آسمون بگو
چی شده چرا زبون بسته شدی ؟
نکنه تو هم ازم خسته شدی ؟
گاهی وقتا دل گلرخ می گرفت
مثل گاهی که دل ما می گيره
مثل گاهی که هوا بارونی نيست
اما يکهو دل ابرا می گيره
گاهی وقتا آدما
يه دفه از همه چی دل می کنن
اما پيداس که دارن
خودشونو يه جوری گول می زنن
قاصدک ميخواد بياد ميخواد نياد
به جهنم اگه مارو نميخواد
ديگه خوب شناختمش ؛ شناختمش
می دونی من خودم اونو ساختمش
حالا هم خودم خرابش می کنم
از تو رويا ها جوابش می کنم
قاصدک حرفای گلرخ رو شنفت
قاصدک هيچی نگفت ؛ هيچی نگفت
راستی يادمون باشه
اگه رويا نباشه
خوابمون شبيه بيداری ميشه
نمی خوام بگم که بيداری بده
خوبه ؛ خيلی خوبه اما شب و روز
خيلی تکراری ميشه
قاصدک ! اون آخه مال خودمه
واسه من اون نه زياده نه کمه
زودتر از هر کسی من شناختمش
هر چی باشه خودم اونو ساختمش
حالا هم حيفه خرابش بکنم
از تو آئينه جوابش بکنم
قاصدک بگو بياد ؛ بگو بياد
"بگو گلرخ هميشه تو رو می خواد "
قاصدک حرفای گلرخ رو شنقت
رفت و پيش همه گفت ...

/ 13 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ماه پیشونی

سلام...خیلی قشنگ بود......مرسی که به من سر زدید....موفق باشید....

احسان

مگر ممكن است به وبلاگ شما سر نزنم !!!!خيلي باحالي قربانت احسان

فاطمه

kheili ghashang boodva be delam neshastshad bashi

محمد

با عرض تشكر از اينكه داستان من رو خوندي... اگه مي شه دلايلت رو هم بگو تا من هم مثل تو بشم...

آرش

سلام مجيد جون بابا خوب اين اكانت ما را هم شارژ كن تا وقت چرت و پرت نوشتن داشته باشيم ...نشستي پشت آي پي 64 گوشت بدهكار ما بدبخت ها نيست

arash

سخن تازه را بخوانید...

لوطي حيدر

لوطي حيدر اومده , لوطي حيدر اومده يه تك كليكي بكنيد , يه سر به لوطي بزنيد

maryam

salam agha majid man emrooz delam shekastast vali khodemoonim in shere kheili ghashng bood mani ke mamoolan az shero in harfa badam miyad az in yeki kheili khosham oomad kholase dastet dard nakone manam doost dashtam jaye golrokh boodam khob hala ke ghesmat nist dastet dard nakone be khatere in shere ghashangetkhodafez va movafagh bashi

rahele

salam magid janmatnet kheli jaleb bod khosham omadmanam mesle golrokh hamishe montazere ghasedakamfaghat omidvaram roya nabasheghorbanat