...

*** فال حافظ***

يک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود
و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود
از سر مستی دگر با شاهد عهد شباب
رجعتی می خواستم ليکن طلاق افتاده بود
در مقامات طريقت هر کجا کرديم سير
عافيت را با نظر بازی فراق افتاده بود
ساقياجام دمادم ده که در سيرطريق
هر که عاشق وش نيامد در نفاق افتاده بود
نقش مي بستم که گيرم گوشه اي زان چشم مست
طاقت صبر از خم ابروش طاق افتاده بود
اي معبر مژده اي فرما که دوشم آفتاب
در شکر خواب صبوحي هم وثاق افتاده بود
حافظ آن ساعت که اين نظم پريشان مي نوشت
طاير فکرش به دام اشتياق افتاده بود

/ 1 نظر / 9 بازدید
رهام

مجيد جان هر كاري كه از دست بنده بر مياد شما بفرمابنده با كمال ميل در خدمتگزاري حاظرم.بزرگ شده محبت مجيد و مجيدها : كربلائي رهام