...

حرف آخر

قرن ما شاعر اگر داشت هوا بهتر بود
خار هم کمتر نبود از گل بسا پر تر بود
قرن ما شاعر اگر داشت که کبوتر با کبوتر باز با باز نبود شعار پرواز
وای بر ما که تصور کرديم عشق را بايد کشت.
در چنين قرنی که دانش حاکم است،
عشق را از صحنه دور انداختن

ديوانگيست ، در ماندگيست ، شرمندگيست.

قرن قرن اتش نيست، قرن يك هواي تازه است
فكرها را شستشويي لازم است،

گم شديم گر در ميان خويشتن ، جستجويي لازم است.

نازنينها از سياهي تا سفيدي را سفر بايد كرد.
..........................................


بايد امشب بروم
من که از بازترين پنجره با مردم اين ناحيه صحبت کردم
حرفی از جنس زمان نشنيدم.
هيچ چشمی،عاشقانه به زمين خيره نبود.
كسي از ديدن يك باغچه مجذوب نشد.
هيچكس زاغچه اي را سر يك مزرعه جدي نگرفت.

بايد امشب بروم
بايد امشب چمداني را ، كه به اندازه پيراهن تنهايي من جا دارد ، بردارم
و به سمتي بروم
كه درختان حماسي پيداست،
رو به ان وسعت بي واژه كه همواره مرا مي خواند.

يك نفر باز صدا زد: سهراب!!!
كفش هايم كو؟

/ 9 نظر / 9 بازدید
hani

كسي از غيب نخواهد امد در من و توست اگر مردي هست با توام اي دلبند سوي ابري كه نخواهد امد ونخواهد باريد چشم اميد مبند

hani

كسي از غيب نخواهد امد در من و توست اگر مردي هست با توام اي دلبند سوي ابري كه نخواهد امد ونخواهد باريد چشم اميد مبند

آرش

ما همش بهت سر مي زنيم داداش دست حق يارت

زينب

آقا چرا شعر بالاي وبلاگ ما رو كش ميري ...D:D:D: راستي من ديگه يواش يواش دارم ميرم .. حلالم كنيد ..

امين

سلام - بازهم به ما كه يه سر به شما ميزنيم شما كه ما را فراموش كرديد اما بازهم ميگم شعرهاي قشنگي مي نويسيد . درپناه حق

saeed

salam agha mam ye sar be shoma zadim va dige khob dige chizi nemitonam begam chon hame midonam ke bloget khobe hamin dige bye

شقايق(بر باد رفته)

قرن ما قرن دروغ و فتنه است، قرن بي ياوري و تنهايي، قرن دود و آتش ، قرن خمپاره و شليك هزاران موشك، قرن ناداوري و زور و ستم..... ( في البداهه بود) به بلاگ من هم سر بزن، ممنون. در پناه او

sara

salam bazam ba sheraye nazet terekoondihaa

مرتضي

سلام: بسا گلتر بود :D من كه از باز ترين پنجره با مردم اين ناحيه صحبت كردم ...