...

در نور آفتاب کسی دست برده است که اينگونه ظلمتی شب ما را فسرده است   در اين غروب زرد در اين صبح بی طلوع بغضی گلوی آئينه ها را فشرده است   دريا ! کجاست سمت خوش عاشقانه ها يا عاشقانه های تو را باد برده است ؟!؟!؟   از وحشت کوير مقابل گذر کند هر کس که دل به آبی دريا سپرده است   آيا دوباره می شود آواز خواند و ماند ؟ با آسمان که گور صداهای مرده است

 

 

 

 

/ 3 نظر / 9 بازدید
hanieh

غروب... مژده ی بيداری سحر دارد . غروب... از نفس صبحدم خبر دارد.

salam be maa ham sar bezanin